الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
63
نيايش در عرفات (فارسى)
« پس از سرفرازيها با خفّت از آن جايگاههاى استوار ، به زير كشيده شدند و در گورهايى - چه بد منزل و مسكنى است ! - جاى داده شدند » . « بعد از خاكسپارى ، منادى بانگ زد : آن تاجها ، زيورها ، پوششها و تجمّل به كجا رفت ؟ ! » . « آن چهرههاى ناز پرورده كه همواره در پسپرده و حجاب پنهان شده بودند ، چه شدند ؟ ! » . « عاقبت ، گورها سرنوشت شوم آنان را نشان دادند و چهرههاى كرم زدهء آنان را به نمايش گذاشتند ! » . « مدت درازى خوردند و آشاميدند و اينك پس از خوردنها ، خورده شدند ! » . خاقانى هم در همين معانى سروده است : گفتى كه كجا رفتند آن تاجوران اينك * زيشان شكم خاك است آبستن جاويدان 17 - « فَلا الهَ غَيرُهُ » . 18 - « وَلا شيء يَعْدِلُهُ » . 19 - « وَليْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ » . 20 - « وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ اللَّطيفُ الْخَبير » . 21 - « وَهُوَ على كُلِّ شَىء قديرٌ » . اين فرازها و جملههاى بلند توحيدى همانند نتيجه و حاصل